خرید بک لینک
#پیشنهاد میکنم بخونید. از خوردن بستنی قیفی در خیابان خجالت نکش!از اینکه بایستی و از سوژه ای که خوشت آمده عکس بگیری،از اینکه بنشینی کنار کودکِ فال فروش و با او درد و دل کنی، از اینکه وسط پیاده رو" البته اگر مامور نبود!" عشقت را در آغوش بگیری... از اینکه وسط جمع قربان صدقه ی مادرت بروی،از اینکه در کوچه با بچه ها دنبال بازی کنی،از ابراز علاقه کردن به کسی که دوستش داری،از عصبانی شدناز بلند خندیدناز گریه کردن های بی دلیلاز کنار گذاشتن آدم هایی که تو را نمی فهمند، خجالت نکش! عمرِ هیچ کس قرار نیست جاودانه باشدبرای خودت زندگی کن!

برچسب: خجالت نکش,خجالت نکشیدن,خجالت نکش شهاب مظفری, نویسنده: ستایش رنجبر تاريخ: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 19:48

مادر خطاب به کودک خردسالش:هیچ میدونستی وقتی که اون شیرینی رو یواشکی بر میداشتی در تمام مدت خدا داشت تو رو نگاه میکرد؟ کودک: آره مامان جونم! مادر: و فکر میکنی به تو چی میگفت؟ کودک: میگفت غیر از ما دو نفر کسی نیست، پس میتونی دو تا برداری! خداوند امید شجاعان است،نه بهانه ترسوها #نورمن_وینست_پیل

برچسب: ترس از خدا,ترس از خدا در قرآن,ترس از خدا به چه معناست؟, نویسنده: ستایش رنجبر تاريخ: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 19:48

صفحه بندی